کهنه سرباز جنگ ویتنام را نجات داد بی خانمان زندگی زن را به عنوان شهر کانزاس خانه سوخته, خانواده می گوید

جیمز “دین” کارشناسی ارشد صرف گذشته ربع قرن تماشای بیش از او در گوشه جنوب شرقی شهر کانزاس.

75 ساله و کهنه سرباز جنگ ویتنام شناخته شده بود به نظر می رسد در خارج از درب های همسایگان با یک کامیون پر از مواد غذایی آماده را به دور. اگر او را ملاقات کرد کسی که بدون خانه او ارائه شده آنها اوقات فراغت خود را به اتاق خواب.

کارشناسی ارشد به تازگی به استقبال یک زن که به اتاق مهمان به عنوان او برای جستجو بیشتر مسکن دائمی. زمانی که او کوچک در کاخ سفید در 8000 بلوک جنوبی بنتون خیابان رفت تا در شعله های آتش اوایل سه شنبه آتش نشانان در بر داشت او را در راهرو محافظ او را با بدن خود, کارشناسی ارشد,’ خانواده گفت: آنها گفتند که اولین پاسخ دهندگان.

او زندگی می کردند. او نه.

این زن در بیمارستان بستری شد, مقامات گفت. علت این آتش که بر خاست به زندگی در نزدیکی بازگشت از خانه حدود 4 صبح سه شنبه است و هنوز تحت بررسی است.

“او آخرین نفس برای یک غریبه برای کسی او تا به حال شناخته شده نیست اما برای یک زن و شوهر ماه” یکی از استادان دختران کارمن فوربس گفت: پنج شنبه, ایستاده در خارج از سوخته خانه. “از آن ساخته شده آن را آسان تر به می دانم که او مرگ یک قهرمان است.”

با وجود قهرمانانه حوادث خانواده لوط در زمان مرگ عزیزان و دوستان کارشناسی ارشد گفت: در حال حاضر یک قهرمان برای کسانی که می دانستند که او در زندگی روزمره خود را.

یک جانباز و خانواده مرد

فوربس, 44, گلاسکو, میسوری, چنگ پدر محترم تخلیه مقالات به عنوان او صحبت کرد. او در سمت چپ نیروی هوایی ایالات متحده در سال 1967 پس از گذراندن سه تور و کار راه خود را تا به ویژگی های گروهبان.

او به یاد می آورد که چگونه در دهه های بعد stateside و با 11 فرزند و stepchildren و حدود 60 نوه گذشته تعداد استادان درک شرکت در سنت میزبانی بزرگ جشن تعطیلات.

“کریسمس شام هستند و هرگز شام خانواده آنها مانند جامعه شام” فوربس گفت: از تعطیلات جمع آوری شده و در زیرزمین نیولایف بنیاد سینمایی فارابی کلیسا در سراسر خیابان را از پدر او.

او شوخی که در زمان او می شود از اواخر برای خود شام چون او چیدن مردم یا کاغذ بسته بندی هدیه آخرین لحظه.

“شما نمی دانید که پدر من و رفتن گرسنه” فوربس گفت. “شما نمی دانید که پدر من و نه لباس بر روی پشت خود را.”

خانواده و دوستان جمع شده بودند بعد از ظهر پنجشنبه در اطراف درب عقب اتومبیل وانت پارک شده در خارج از صورتی جانبداری از نیولایف بنیاد سینمایی فارابی تبادل عکس های کارشناسی ارشد بر روی تلفن های خود را.

آنها او را به عنوان توضیح گسترده ای شانه های عینک خود را معمولا نشستن زیر یک ballcap در decked نظامی پین. او لبخند مهربان و گاهی اوقات اذیت کننده هستش. زمانی که او نیاز به یک گریز او رفت و به برنسون.

فوربس گفت: در حالی که پدر او تجربه سختی در زندگی خود از جمله جنگ و طلاق و سرطان او شانه خود را از بار بی سر و صدا.

آنچه که او انجام شده بیشتر بدیهی است که این یک مجموعه بزرگ از قلم و یادداشت عزیزان به یاد می آورد. استادان اغلب خال خال راه رفتن با سینه جیب امده از وزن شانس و به پایان می رسد او نگه داشته و مفید است.

‘خدا ‘ دوست’

Maye اسمیت را دوست دارد به شوخی او برای اولین بار معرفی شده برای کارشناسی ارشد در اواسط 1990s هنگامی که او را برداشت تا او را در گوشه ای. او منتظر یک ثانیه و سپس اضافه می کند که گوشه ای بود از یک مترو متوقف و کارشناسی ارشد بود راننده اتوبوس.

او حمل و نقل اغلب با هم ادغام شدند ، آنها می خواهم شروع به صحبت کردن و قبل از او آن را می دانستند او می رفته اند از یک پایان مسیر به بعد بدون خاموش شدن.

آنها یک دوستی در طول سال اسمیت گفت: 51. او را دعوت به بازدید از کلیسای او نیولایف بنیاد سینمایی فارابی بی شماری بار از آنها ملاقات کرد. او در نهایت به توافق رسیدند.

اسمیت شروع به رفتن یک بار در ماه و سپس دو بار. نه سال بعد او به طور منظم.

او در گذشته شاهد کارشناسی ارشد در روز جمعه زمانی که او متوقف شده توسط مک دونالد از طریق درایو که در آن او کار می کند. او دستور داد سوسیس تخم مرغ McMuffin با قهوه. او وانمود کل شد 35 $است.

“او من تاکسی برای مدت زمان طولانی” اسمیت گفت.

زمانی که او نیاز به دکتر او را برداشت و او کاهش یافته است ، زمانی که او نمی باید پول برای غذا به او قرض داده و او را از.

کارشناسی ارشد شد و مانند پدر دوم به اسمیت. زمانی که پدرش در گذشت, اسمیت گفت: او نام کارشناسی ارشد.

“او دوست خدا در هر معنی واقعی کلمه” فوربس گفت: پدرش که toted فرزندان خود را در اطراف به سه کلیسا هر یکشنبه در حال رشد است.

“ایمان خود را با انگیزه های او. اعتقاد او به خدا با تمام قلب خود را.”

یک عمر از فعالیت های داوطلبانه

اگر Rev. تیم ویلارد کشیده تا به نیولایف بنیاد سینمایی فارابی و نمی بینم کارشناسی ارشد’ ون در جلوی خانه همسایه او که معمولا مرد بود خاموش چیدن مواد غذایی برای کسی دوباره.

Willard, 54, از گرین خدمت با همسر خود را به عنوان کشیشان در کلیسا. او گفت که او می توانید بروید و در مورد چگونه کارشناسی ارشد در خدمت جامعه خود و او.

کارشناسی ارشد گرفت همسایگان بدون اتومبیل را انتخاب کنید تا نسخه از داروخانه. هنگامی که جعبه ماکارونی و پنیر به فروش رفت, کارشناسی ارشد, خریداری دو مورد به رها کردن در شربت خانه مواد غذایی. او کمک کرد تا اتوبوس بچه ها در نزدیکی یک مهد کودک در اردوهاي. زمانی که زنان باردار در یک پناهگاه محلی بود دکتر قرار ملاقات او می خواهم کمک و همراهی مادران به شود به بازدیدکننده داشته است خود را.

و در روزهای یکشنبه او در عمل به عنوان یک راننده شخصی برای مؤمنان.

“این مهم نیست اگر آن را به باران یا برف می آید, او می خواهم که در کلیسا ون و او می خواهم به انتخاب مردم به طوری که آنها می تواند به خانه خداوند” ویلارد گفت.

ویلارد بیدار شنبه به یک تماس از یک همسایه از استادان. هنگامی که کشیش وارد به صحنه کامیون آتش و چراغ چشمک زن او طلیعه رشد گروهی از خانواده به کلیسا پناه آنها از صبح سرد. برخی از زنان از کلیسای ساخته شده از آنها پنکیک.

ویلارد کاهش یافته است توسط استادان صفحه اصلی چند روز قبل از او درگذشت. آنها نشسته در کتاب خود-پر مطالعه به عنوان کارشناس توضیح داد که چگونه او صرف $480 از خود محرک اقتصادی دولت بررسی بر روی محصولات آرایشی و صابون برای هدیه دادن به کسانی که نیاز دارند.

زمانی که ویلارد متوقف شد و بعد از آن آتش به مطالعه امضاء و دوده. صندلی و میز که در آن او دعا هر صبح شد و هنوز هم دست نخورده است.

دفعه بعد کلیسا است که, کامل, کارشناسی ارشد’ نقطه در سطر سوم از پشت خالی خواهد بود.

مقدمات مراسم تشییع جنازه

کارشناسی ارشد’ خانواده هنوز در تلاش برای تصمیم می گیرید که سه فرزند خود را ماندن در پشت به عنوان دیگر دفن پدر خود را. با کشیش و مدیر مراسم تشییع جنازه در حضور تنها هشت نفر دیگر را اجازه داده می شود به مراسم تشییع جنازه و سپس دفن نگه داشتن در خط با شهرستان سفارشات برای محدود کردن جمعیت به 10 در میان coroanavirus بیماری همه گیر.

تکه های سفید شناور پایین به عنوان نسیم تا از خاکستر سوخته خانه نشسته و چند متری دور در سراسر خیابان. پستچی سوار ماند و مدتی صحبت کردن به فوربس.

فوربس گفت: آن را دشوار است برای دیدن پدرش زندگی پراکنده در سراسر زمین است. یادگاران آنها را رد کرده پایین از طریق نسل ها در حال حاضر غیر قابل تشخیص است. اما او افزود: او خیلی بیشتر چپ او را از خرابه در فوت او.

او به یاد می آورد یکی از پدرش بارها صحبت عبارات قبل از گسترش سلاح های خود را به یکی دیگر از همسایه ساخت راه خود را به پایین خیابان.

“یک غریبه است که به سادگی یک دوست شما را برآورده نکرده است.”

این مقاله نوشته شده توسط آنا Spoerre از کانزاس سیتی استار بود و از نظر قانونی مجوز از طریق تریبون محتوای آژانس از طریق <url> ناشر شبکه. لطفا همه سوالات به صدور مجوز [email protected]

نمایش مقاله کامل

کپی رایت © 2020 کانزاس سیتی استار. تمام حقوق محفوظ است. این مواد ممکن است منتشر نمی شود, پخش, بازنویسی و یا توزیع شود.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>