فراموش نشدنی ماکارونی که باعث می شود من برای ایتالیا

در جهان ما قبل و بعد از, ما در حال درخواست ما از فرهنگ های مورد علاقه نویسندگان آشپز و خانه/طراحی و کارشناسان برای توصیف چگونه زندگی متفاوت خواهد بود پس از COVID-19—با مقالات در پخت و پز و بودن در راه های جدید و غذاهای ما غذا خوردن به همراه راهنماهای سفر (هر دو واقعی و خیالی).


اگر ایتالیا شد بیش از زانو بوت Riomaggiore خواهد بود که در آن لبه بالا استوار در ران. این جنوبی از پنج روستا تشکیل Cinque Terre یا “پنج زمین” بغل کردن ایتالیایی Riviera.

من برای اولین بار شنیده Cinque Terre, وقتی که, خارج از دانشگاه, من, آموزش زبان انگلیسی در مادرید. همکار آمریکایی ها جرأت دارد با اندازه کوله پشتی آورده و کارت پستال های زیبا روستاهای ساحلی. در آن زمان من می خواستم برای جلوگیری از آنچه که من دیدم به عنوان مسیر مورد ضرب و شتم و به جای صرف من دستمزد ماهانه در سفر به مکان های مانند پراگ که در آن من می تواند نشستن در مودی کافه ها و نوزادان بیش از یک کافکا شومیز با یک کاسه چیز درهم و برهم.

Cinque Terre هرگز beckoned من. اما زمانی که گیوم و من ازدواج کردم در مایورکا که در آن پدر و مادر خود زندگی می کنند, ما تصمیم گرفتند ماه عسل ما خواهد بود یک سفر جاده ای از بارسلونا به ونیز. در بیشتر تلاش ناموفق برای رفتن آنالوگ ما خریداری یک چتر نجات به اندازه تاشو نقشه در یک استراحت توقف در جایی در Cataluña. مطالعه ما مسیر متوجه شدم Cinque Terre نیست بیش از حد ،

من از گیوم اگر او می خواست آن را به اتمام. “چرا نه ؟” او پاسخ داد: تکرار چه شد سرود که برای سفر. من رزرو گذشته در دسترس مهمانخانه آنلاین.

ما در مقابل از بسیاری جهات—او لذت می برد روزانه شرکت و گاه به گاه drop-ins, من ترجیح می دهم اجتماعی در دوزهای کوچک. او می تواند تماشای Netflix همه شب من خواب فقط پس از اعتبار. اما هنگامی که به سفر, Guillaume و من بشدت سازگار است. ما پیدا کردن زمینه های مشترک به عنوان زیر برنامه ریزان و تحت هکرها با مازاد از خوش بینی. آن را همیشه کار نمی کند—وجود دارد مقدار زیادی از غم بوفه ناهار و کاملا فراموش شدنی متوقف می شود در ما بیدار. اما ما معمولا به شکل از چگونه به بهترین از آن—کوه در می رم ضرب المثلی تشک. که یا ما دو طرف به توافق برسند که آن زمان به حرکت می کند.

در دم-پایان یک روز صبح در اوایل ماه ژوئیه ما پارک شده ما اجاره ماشین در بالای یک شیب تند نزولی به Riomaggiore. ما راه را به پایین خیابان اصلی و به روستا که به نظر می رسید به فرار گذشت زمان است. مانند باز کردن یک Crayola بسته ساختمان یک طیف سخت به پیدا کردن رنگ مانند گل گندم و نعناع و مرجان با رنگ سبز کرکره مسدود کردن در حال حاضر قوی خورشید.

تولید و مغازه ها در امتداد خیابان اصلی اغوا عبور و مرور با روشن ریحان unbruised هلو و نیش اندازه توت فرنگی. در تکه های از سایه دیدم nonnas در خانه خود لباس و دمپایی فانینگ خود را—همان nonnas که من می خواهم بعد از مشاهده در بازار معمولی قرار دادن خود را در مقابل خط. خارجی ها مثل خودم به سرعت اشاره کرد محلی سلسله مراتب است.

آن را به عنوان غیر قابل انکار جذاب به عنوان کارت پستال من تا به حال دیده یک دهه قبل است.

در حالی که گیوم نگاه برای من به دنبال یک زن از اجاره دفتر چه خواهد بود ما خانه برای شب. من به سرعت صرف دو کلمه ایتالیایی و من می دانم—با سلام و تشکر از شما—ترک من شکست برای بحث کوچک اما او به نظر نمی رسد به ذهن است. ما trudged در سکوت به پای تپه و زیر یک پل. در طرف دیگر بود و مارینا با یک تیپ کوچک motorboats. ما به دنبال یک مسیر در امتداد ساحل تا بانوی من مهمانخانه دار متوقف شد و در مقابل از زمرد سبز درب و کشتی را از جیب خود یک cartoonishly بزرگ کلید—یکی از شما ممکن است تصور کنید که متعلق به یک قفسه سینه گنج در شهر از دست رفته از آتلانتیس.

آپارتمان ساده—یک آشفته بازار از عدم تطابق مبلمان و جعبه مانند با یک گل تسلی دهنده و دو لنگی بالش. وجود دارد یک پنجره به اندازه گردو اتاق نشسته بین آشپزخانه و اتاق خواب در مورد ما احساس سرگرم کننده مهمان که نمی مراقبت از هوا یا نور خورشید. اما در اتاق خواب تا به حال یک تراس و یک بار من بیرون رفتم من—من ادامه داد: به—لال. همه Riomaggiore با آن رنگارنگ خانه های انباشته در برابر صخره های سنگی بود که ما برای شب.

“این زیبا” به من گفت: من کم حرف هاست. “Bellissima!” گمان می کنم آن را عادی بود به او شبیه به زمانی که خارجی ها بازدید بومی شمال ایالت نیویورک و چاق شدن در مورد یک گوزن وحشی در حال عبور از خیابان در حالی که من پشت فرمان بدونم چرا Bambi یک آرزوی مرگ. او راننده سرشونو تکون دادن و تبدیل به اجازه دهید خودش را ترک قرون وسطی کلید در آشپزخانه.

من rsi گام من در سریع کلیپ کنار دریا زیر پل و شیب عملا نفس های زمان من در بر داشت Guillaume. او نشسته بود در خارج از یک بار در یک میز شیشه ای کوچک آراسته با یک شیشه از گلهای وحشی و دو یاقوت قرمز Negronis. او ایستاده بود به دست من است: “من دوست دارم آن را در اینجا,” او گفت:. هنوز نفس نفس من راننده سرشونو تکون دادن—من بیش از حد.

بعد از آن در بعد از ظهر یکی پس از دیگری دور از Negronis من نشسته در تراس ما و شتاب در مجله:

همه خوشحال و هیجان زده می شود در اینجا و کاوش. گردشگران وجود دارد اما نیز وجود دارد که قدیمی, ایتالیایی, افرادی که قطع خطوط مانند آن را هیچ چیز نیست. من آنها را دوست دارم بیش از حد.

سپس من خوابش برد بالای ما مومی تسلی دهنده با صدای دریا زني در فاصله.

قبل از غروب آفتاب گیوم متوقف شده توسط مارینا برای دیدن در مورد اجاره یک قایق موتوری. بچه ها مسئول بودند دریا مراتب انواع—bronzed شانه بالا سست گره و torsos بسته در اب و هوای بسته فانی—که پریدند از قایق به قایق مانند سرحال جوان گربه. من غبطه می خوردند گیوم توانایی را به گپ زدن با آنها خیلی زحمت. او مطرح شد, زبان فرانسه, اسپانیایی و Mallorcan میدارد و زبان های خارجی مانند شعر به یک Katy Perry آهنگ.

ما کمک هدیه آمده است که به طور طبیعی من فرض کنید. برای بخشی از من, من تمرکز تلاش های من در تصمیم گیری چگونه و که در آن ما خواهد شد خوراک خودمان.

برای اولین بار ما شام در Riomaggiore من را انتخاب کرد و بر اساس نزدیکی به دریا. این یک رستوران کوچک نشسته در بالای مارینا با ماهی قزل آلا-رنگی دیوارها و دریایی sconces مصاحبه طلایی براق. امروز, من می توانم, چشمانم را و هنوز هم احساس گرم و شور درجه عجله از طریق باز ویندوز. من می توانم احساس احساس سبکی مانند یکی از Prosecco حباب, رقص, در شیشه ای من. این نوع از “زنده” شما تنها تجربه زمانی که وزن زندگی روزانه پوست کنده و دور ترک حواس خود را خام و غیر منتظره ای هماهنگ. بد طعم هرگز طعم بدتر; اما آنهایی که خوب فوق العاده ای هستند.

در طول این سفر ما را متوقف خواهد کرد و در چندین شهر در ایتالیا و مرتکب تعداد خطا: در مودنا ما اشتباه رفتن در یکشنبه; در بولونیا ما اشتباه ماندن نیست دیگر; و در ونیز ما اشتباه رفتن در اوج فصل توریستی. اگر ما یک چیزی که حق آن بود بازدید Riomaggiore—و در راحت واسوده رشته ها از عجله انتخاب رستوران سفارش ماکارونی ویژه.

من یک بار یک آشپز از دوستان که گفت که او unimpressed مواد غذایی ایتالیایی. ماکارونی, او گفت:, آن را فقط از آرد و آب است.

این ظرف ثابت شده است که کسانی که فروتن مواد تشکیل دهنده را می توان بالا به چیزی والا. رشته فرنگی شد, کوتاه و متراکم بزرگتر از گوشتی قسمتی از اشاره گر انگشت با نور آسمانی و اذوقه و نوشابه سس چسبیده به خود را با ظرافت پشته. در بالای ماکارونی نشسته یک تپه کوچک از خام گلگون تن ماهی, پس, تازه, آن را به خوبی می توانست صید توسط یکی از ما خورشید را بوسید قایق دوستان فقط در خارج. در نادر برخورد از لذت نفسانی و قدردانی من و آگاه به درک هر نیش.

روز بعد ما اجاره یک قایق موتوری و در اندکی متلاطم باز دریا. من ماکارونی ناشی از سرخوشی من تا به حال sipped بیش از حد prosecco و صرف بیشتر از دو ساعت تلاش برای نگه داشتن بیماری حرکت در خلیج. بعد از آن من نشسته در تراس ما خوشحال می شود بر روی زمین استوار و ژورنالی در مورد شام ما. من تا به حال را فراموش کرده اید نام غذاهای ما اما مست طعم هنوز هم درنگ — من نوشت که من تا به حال خورده فراموش نشدنی ترین پاستا در ایتالیا. وجود دارد هیچ راه ما می تواند ترک Riomaggiore نشده است.

رشته فرنگی شد, کوتاه و متراکم بزرگتر از گوشتی قسمتی از اشاره گر انگشت با نور آسمانی و اذوقه و نوشابه سس چسبیده به خود را با ظرافت پشته. در بالای ماکارونی نشسته یک تپه کوچک از خام گلگون تن ماهی, پس, تازه, آن را به خوبی می توانست صید توسط یکی از ما خورشید را بوسید قایق دوستان فقط در خارج

ما مهمانخانه در دسترس نیست برای یک شب دوم, بنابراین ما جمع آوری وسایل ما نقل مکان کرد و به یک حداقل مبله Airbnb. دیدگاه ها نیست نفس گیر اما اتاق تمیز بود و تا به حال یک Nespresso ماشین با تعریف شکلات تیره.

آن شب ما ادعا همان, هوای آزاد, جدول در مورد علاقه ما میاره. Negronis به نظر می رسید بیش از حد شیرین بنابراین ما دستور داد Aperol spritzes به جای. آنها جوشان و طراوت و ما خوشحال بودند که ما در آنجا ماند. متصدی بار به خاطر نام ما بودند و ما شروع به احساس به طور منظم. او به ما گفت در مورد آمریکایی خود را شریک و چگونه او را از شیکاگو به پیوستن به او در Riomaggiore. در حالی که او متوقف شده خود را با دو لباس کودکان. ما دستور داد دور دیگری.

“چقدر شما فکر می کنید یک خانه هزینه های اینجا؟” گیوم تعجب به ما اجازه دهید خودمان را تصور کنید آنچه در زندگی ممکن است مانند نگاه کنید اگر ما نقل مکان کرد به Riomaggiore.

متصدی بار ما را دعوت به اتش پارتی در ساحل و از آنجایی که ما در حال حاضر دوستان نزدیک و به زودی به همسایگان ما پذیرفته شده است. ما روشن به Negronis و nursed آنها را در نوار در حالی که انتظار برای تغییر خود را به پایان برساند.

Guillaume و من ماندم در این ساحل برای ساعت. ما گفته متصدی بار و شریک زندگی خود را در مورد ایده ما را به حرکت به Riomaggiore. بیشتر مردم وارد شده و ما پیوست و گروه های مختلف مصرف جرعه از شراب بطری چرخان در اطراف آتش. هوا بوی آب شور و حشیش. استریو بالندگی موسیقی الکترونیک. یک زن یک درام فشرده بین زانو های خود را. جزر و مد رخنه کرد و نزدیک به ما ،

در برخی از نقطه من متوجه شدم آسمان تغییر کرده بود از زمین سیاه و سفید به بنفش و خاکی. ما متصدی بار بود هیچ جا در چشم. ناگهان همه در اطراف ما به نظر می رسید بسیار جوان—من احساس بسیار قدیمی و خارج از محل. “اجازه دهید صفحه اصلی” من زمزمه به Guillaume و ما slinked دور بدون خداحافظی.

ما از خواب بیدار hungover و پر از اضطراب از تحقق است که سحر و جادو خود را اجرا کرده بود ، از آن زمان به ترک Riomaggiore. گیوم کشیده چمدان ما برگشت تا شیب و من trudged به آرامی پشت سر او. هوا گرم بود. نور خورشید صدمه دیده چشم من. رنگها روشن و شعله ور. من متوقف در یک نانوایی برای خرید یک پف مربع پیتزا و انجام آن را با من در کاغذ مومی. من برداشت کردن ریحان و برگ آن را انداخت در پیاده رو و سپس در زمان نیش می زنند. حتی شما می توانید به من احساس بهتریبه من گفت: هنوز گرم خلال.

وجود دارد یک ضرب المثل: L’ospite è come il pesce: dopo سه روز puzza. بیشتر یا کمتر: مهمان ها مانند ماهی که بوی پس از سه روز. گاهی همان را می توان گفت برای اینکه یک مهمان. هنگامی که به شما می رسد همه چیز تازه و هیجان انگیز: میوه هرگز بوی خیلی شیرین; رنگ نگاه هرگز خیلی دلربا; ماکارونی هرگز طعم خیلی خوب است. زمانی که شما اقامت بیش از حد طولانی مناظر آشنا نقص نفوذ و همان چیزهایی که شما عزیزان از دست دادن جذابیت خود را. اما به دنبال بازگشت خاطرات خود را حفظ همان تابشی شین. حتی اگر شما نوشیدن بیش از حد بسیاری از Negronis و موعد خود خوش آمدید شما نمی تواند کمک کند اما راه رفتن در خواب زمان بعدی شما بازگشت.

تا زمانی که من در زمان آن را برای مسلم است که ما همیشه می تواند بازگشت به Riomaggiore.

در چند ماه گذشته به Covid-19 همه گیر آورده ایتالیا—و بسیاری از جهان را به زانو در. من فکر نگه داشتن مردم و مواد غذایی و چگونه آنها را مدیریت را به نفع خود بیش از حتی کوچک ترین شک و تردید از مسافران و با مراقبت و میراث فرهنگی تنها در سرزمین مادری چگونه آنها شما را متقاعد کند که حتی حقیر مواد تشکیل دهنده مانند آرد و آب می تواند فوق العاده ای بالقوه است.

حتی اگر شما نوشیدن بیش از حد بسیاری از negronis و موعد خود خوش آمدید شما نمی تواند کمک کند اما راه رفتن در خواب زمان بعدی شما بازگشت. تا زمانی که من در زمان آن را برای مسلم است که ما همیشه می تواند بازگشت به Riomaggiore.

بازگشت در پاریس, من سعی کردم به از نو خلق کردن که فراموش نشدنی ظرف ماکارونی. تحقیقات به رمز و راز ماکارونی منجر به یک زن و شوهر از امکانات—trofie یا pugliesi. من دوست Davide یک Puglia بومی و گرد میچلین ستاره آشپز که به من آموخت که به عشق فارفاله و او پیشنهاد کرد آن را ممکن است gnochetti. اما هیچ یک از کسانی که در رشته فرنگی به نظر می رسد کاملا درست است. من خودم سرحد در مقابل یک غیر منقول ، شاید هیچ پاسخ وجود دارد. شاید آن را ایجاد که آشپزخانه کوچک در Riomaggiore توسط یک آشپز زیر یک دستور غذا ماکارونی اما حافظه عضلانی و دهه اگر نه قرن سنت.

در آشپزخانه کوچک من را با trofie یا cavetlli پخته شده تا زمانی که آن را به سختی al dente و خشک اما برای یک فنجان از آب پاستا. من هم بزنید در چند pats با کیفیت بالا کره و روغن زیتون. پس از آن من بالا و آن را با تازه ترین ماهی را پیدا می کنم—هر چند این روزها من حل و فصل به صورت منجمد.

همیشه خوشمزه اما هرگز کاملا به عنوان خوب به عنوان من به یاد داشته باشید. من فقط می توانم امیدوارم که زمان را به ارمغان خواهد آورد این فرصت را به طعم و مزه آن را یک بار دیگر به عنوان مهمان در ایتالیا. و من—که ما ممکن است شانس بیشتری برای تلو تلو خوردن به انواع تجارب تنها در دسترس به دور از خانه از جمله مکان ما یک بار بیش از حد منفرجه به دنبال آنها.

از فروشگاه ما

که در آن شما در رویای سفر به? به ما بگویید که در نظرات زیر.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>