دیدار افسانه ای زن و شوهر پشت در می سی سی پی, بهترین دنده BBQ

طبخ, نویسنده و موسیقیدان مت R. مور می پوشد بسیاری از کلاه. اخیرا او شده است با تکیه به نقش “ماجراجو”: برای جدیدترین کتاب آشپزی, سریال Griller: Grillmaster اسرار برای شعله پخته کمالمت سفر در سراسر ایالات متحده به صحبت کردن با آشپز و کباب کارشناسان بیش از همه—که خود را به اشتراک گذاشته خوشمزه امضا دستور العمل ها و پرچین ، در زیر گزیده ای از کتاب گفتن یک چنین داستان: که از هوور را, مواد غذایی & لباسشویی, گروگان توسط صاحبان سیلوستر و مریم و افسانه ای خود را سه-پایین دنده ها.


دلتا. وجود دارد شاید در هیچ جایی در کشور ما بیشتر اشتباه اسطوره ای و برگشتاندن. ساخته شده است در درجه اول در طرف اشتباه تاریخ بسیاری از آمریکایی ها یا دوری این منطقه به طور کامل و یا به احتمال زیاد فراموش کرده وجود آن در دسترس نباشد. از آن جدا شده است. آن را پیچیده است. اما آن را زیبا.

من اول مقدمه به آن آمد و پس از گذراندن چند روز در گرینوود می سی سی پی با همکار نویسنده مارتا Foose. در طول این چند روز که درنگ مانند Yazoo, رودخانه, جام من هرگز فرار خشک و بشقاب من و قلب ،

به دنبال بازگشت به این بی نظیر قطعه ای از زمین من رسیده به مارتا بپرسید که بهترین کباب بازی در گرینوود—و این است که چگونه من در بر داشت سیلوستر و مریم هوور.

“من مانند کسانی که قبل از من متولد بلوز. هر بیمار می خواهم ’em بلوز خواهد التیام ’em” سیلوستر هوور به من می گوید. کوره خود را فاقد هر گونه روش های سنتی برای بستن منافذ یا دمپر است که لازم است برای کنترل درجه حرارت. چاشنی سوراخ با مچاله فویل آلومینیوم و wedging یک پیچ گوشتی به, لولا, سیلوستر لبخند به من گفتن “من را انجام دهد.”

داخل هوور من ملاقات سیلوستر همسر مریم. قبل از او احوالپرسی من با کلمات من دیدم یک لبخند است که باعث می شود من احساس به عنوان اگر او خود من بود مامان. لبخند منجر به یک آغوش به عنوان سنت جنوب. پس از تبادل چند تعارفات ما به سرعت شروع به کار در یکی از امضا—کیک هلو. مثل خود من مامان من متوجه تقریبا هیچ چیز اندازه گیری—به جز عشق.

از فروشگاه ما

هوور را, مواد غذایی واقع در شهر باپتیست. آن را دریافت و نام خود را به دلیل تعمید که در 1800s در نهر کوچک است که یک بار زد اما در حال حاضر تنها trickles از طریق منطقه. پس از آزادی اعلام محله ساخته شد تا به طور کامل از آزاد آمریکایی های آفریقایی تبار, اما در آن روزها صاحبان کسب و کار بودند تا حد زیادی سفید و در نتیجه تا به حال حتی بیشتر کنترل فشار جمعی نژاد که در حال حاضر تحمل بدترین بشریت است.

پسر sharecroppers سیلوستر به یاد می آورد او اولین خاطرات از کشیده شدن بر روی یک کیسه پنبه از طریق ردیف در حالی که مادر خود را برداشت پنبه در Whittington کشت و زرع. خانواده اش گرفتار شد در یک دوره ای وجود بدهی به مالکان—چیزی سیلوستر قادر به شکستن با حضور در مدرسه کردن کشت و زرع.

زمانی که من بپرسید در مورد چگونه او ملاقات مریم سیلوستر کمتر از آینده. من تصمیم به راه رفتن به عقب در داخل جایی که مریم شلاق تا دسته ای از سالاد کلم و او به من می گوید داستان. آنها در یک بسکتبال سفر و زمانی که این دو ذخیره صندلی برای هر یک از دیگر سیلوستر نقل مکان کرد برای بوسه. “من سیلی او را” مریم به من می گوید. که در مورد زمان سیلوستر پیاده روی بعد از نور خود را از زغال آتش او ران به مکالمه ما. نه پرش به ضرب و شتم, مریم می گوید او را به “داخل کردن و قطع کردن مرغ.” زمانی که من بپرسید اگر این است به طور منظم گفتمان سیلوستر رول چشمان خود را با عشق گفت: “همه دنگ زمان است.”

من مثل کسانی که قبل از من متولد بلوز. هر بیمار می خواهم ’em بلوز خواهد التیام ’em.

سیلوستر هوور

سیلوستر رو حرفه ای خود را شروع خدمت به عنوان یک مدیر Jitney جنگل فروشگاه زنجیره ای. زمانی که فرصتی آمد به خرید Truett مواد غذایی—مشهور نقطه که در آن bluesman رابرت جانسون خریداری شده خود شاهزاده آلبرت توتون و تنباکو—سیلوستر شد یک صاحب کسب و کار. او گسترش یافته و کوچک شده در طول سال—برخی از برنامه ریزی دیگران نیست. Truett سوخته در سال 2007. امروزه Syl او به عنوان نامیده می شود توسط بسیاری از مطالب است به یک فروشگاه در حالی که همچنین منجر تورهای محلی در حقوق مدنی و سابقه بلوز.

سیلوستر ممکن است منینگ کوره, اما او می خواهد برای اولین بار به اعتراف است که قلب و روح هوور و شاید گرین وود در داخل است. او صحبت از مری و یا ان را به عنوان او خواستار او. مریم صرف نزدیک به سی سال کار در آشپزخانه—پخت و پز زمان بوده است در سراسر منطقه garnering ملی ستایش از جمله از خانم اپرا وینفری. اما مریم نمی خجالتی از های مورد دوره در زندگی او هنگامی که او تصمیم گرفت به مرحله دور است.

“من تا به حال به خاک سپرده شد پدر من با مادر و خواهر و برادر همه در محدوده چند ماه.” لبخند او تا به حال پوشیده, او می گوید من و او نیاز به برخی از زمان برای انجام برخی از روح جستجو—خارج از آشپزخانه. پس از در نظر گرفتن برخی از زمان برای سفر و بازدید خود را فرزندان و نوههایشان مریم در زمان مسئولیت مراقبت از نوزادان نارس—برگزاری آنها و به آنها همان عشق او سوخت به پخت و پز خود را برای حفظ نسل جدید است.

در طول صحبت من متوجه بچه بعد از بچه راه رفتن در از را در خیابان و درخواست همه چیز برگر و سیب زمینی سرخ کرده به یک ساندویچ صبحانه. مری بیمار است او مهربان است—با وجود این واقعیت است که این بچه ها نگران گرسنه است. دقیقه بعد بچه ها سر به عقب از در بیرون, گرم, غذا, در, دست, اما, نقدی, ثبت نام هرگز حلقه. “ما مراقبت از این جامعه” او به من می گوید.

زمانی که دنده در حال آماده بلعیدن من نزدیک به نیم رک و راست کردن استخوان همراه با یک آید تپه از دود-لادن لوبیا و اضافی کمک به شیرین کیک هلو. من شستن همه چیز را با سرد 40 oz. بالغ آشامیدنی.

پس از اتمام غذا من ما مطالعه کردن ما از راه به در روز موزه در یک خانه قدیمی که سیلوستر و مریم را تبدیل به مردمی نشان می دهد که چگونه اجداد خود زندگی می کردند برای نسل های. برق وجود دارد اما نور ترک از طریق عدم تطابق جانبداری و پنجره شکسته. آن را تقریبا به عنوان اگر ما از دست داده ایم خودمان را در جای دیگر و زمان.

اما درست در زمان سیلوستر می شکند سکوت. “دلتا باعث می شود شما را به تجدید نظر در تمام حواس خود را—نزد کشور بوی آب و پایین آن-دروغ گفتن در زمینه های hums از بلوز و البته طعم و مزه مواد غذایی ما است.” زمانی که من بپرسید در مورد از دست رفته پنجم حس او می خندد.

“پسر ما غذا درست نمی کند فقط طعم و مزه آن را احساس می کند بیش از حد.”


آیا شما تا به حال به هوور را, مواد غذایی? اجازه دهید ما را در نظرات می دانم.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de